Articles on this Page
- 04/25/11--00:42:_تف بر این...
- 04/27/11--21:30:_آخرین اخبار...
- 05/04/11--01:31:_یگان ویژه،...
- 06/08/11--01:23:_نتیجه اجرای...
- 06/25/11--02:39:_سلام دکتر،...
- 07/22/11--03:49:_حجازی و...
- 08/16/11--06:10:_های بچه هیئتی...
- 10/04/11--22:57:_طوفان گرفته...
- 10/12/11--23:40:_چشم کرمانشاه...
- 12/10/11--22:49:_این کربلای یک...
More Channels
- Feb 23: Summer Camps in Karnataka:...
- Feb 23: Virginia Tech Hokies Football...
- Feb 23: Hotels For Sale in Moffat
- Nov 24: ako ata si Apa
- Feb 20: ワンコと暮らすしあわせ
- Feb 12: Comments for Curt's Jazz Cafe
- Nov 24: ヒデボーの心の時代
- Nov 24: xD - Články
- Nov 24: robin's Site
- Nov 24: 文具館コバヤシ ブログ
- Feb 11: 5番の刺繍糸
- Nov 24: 産業カウンセラーはしる
- Jan 9: crunchtime worldwide!
- Feb 16: Carleton University Kayak Club
- Feb 12: Lucy´s View - Články
- Nov 24: THE END - Komentáře
- Nov 24:
- Nov 24: Comments for Best Blog on Wordpress
- Jan 26: WWD-F/Bien de Mujer
- Nov 24: ` yLLib..o7
- Nov 24: BORING AND IT SUCKS!!.
- Nov 24: Comments for FaceSharp
- Nov 24: 〜天使な仔猫の日々〜...
- Feb 20: ゴールデンレトリーバ...
- Feb 19: Eno\'s.com
- Nov 24: 鯨の夢
- Feb 10: NPO法人・医療用か...
- Dec 13: 横乗り系プロショップ...
- Nov 24: Tanate
- Nov 24: veri's Site
- Nov 24: Ad Astra Per Aspera!
- Nov 24: Bebe ~ Baby ~ Bunso ~ 17
- Feb 12: Beef Board Meeting
- Nov 24: The Sense Of Winning...
- Nov 24: Eternity for My life
- Nov 24: benedictesdesign
- Feb 22: Canal 5 Benjimusica4 Baladas y...
- Nov 24: Betty's Corner
- Nov 24: Begin with the end in mind
- Nov 24: کامران و هومن...
- Jan 12: bigbrowneyes.ca
- Dec 12: BigHowdy {creative brands}
- Nov 24: بيرجند گنج كوير
- Nov 24: waning crescent.
- Nov 24: 一輪之花
- Nov 24: Cyclone Design Communications
- Feb 5: HARUも一緒にラン☆ラン...
- Feb 21: ぽごしっぽよ
- Feb 19: おさんぽ日和〜ai*ueo〜
- Feb 15: J'adore ! *:。mon favori...
|
|
Are you the publisher? Claim this channel |
|
Channel Description:
Latest Articles in this Channel:
- 04/25/11--00:42: تف بر این آزادی... (chan 2763549)
- 04/27/11--21:30: آخرین اخبار از بحرین، بحر خون... (chan 2763549)
- 05/04/11--01:31: یگان ویژه، روی شرطه های سعودی را سفید کرد (chan 2763549)
- 06/08/11--01:23: نتیجه اجرای قدرتمندانه(!) طرح امنیت اجتماعی، کوری چشم روحانیت! (chan 2763549)
- 06/25/11--02:39: سلام دکتر، بیدار شو...! (chan 2763549)
- 07/22/11--03:49: حجازی و داداشی! قهرمان ملی!!!؟ (chan 2763549)
- 08/16/11--06:10: های بچه هیئتی ها! (chan 2763549)
- 10/04/11--22:57: طوفان گرفته است...! (chan 2763549)
- 10/12/11--23:40: چشم کرمانشاه روشن! (chan 2763549)
- 12/10/11--22:49: این کربلای یک است... (chan 2763549)



آزادی به ترجمه غربی اش معنی مضحکی پیدا میکند، آزادی غربی یعنی اینکه در کشوری حقوق سگ ها رعایت می شود و گربه ها تحت پوشش بیمه های درمانی هستند، حال آنکه دولت با مالیات مردم زندان ابوغریب و گوانتانامو را دایر کرده و به نیروهای بنگلادشی پول میدهد تا به زنان و دختران بحرینی تجاوز کنند. آزادی معنی حقیری دارد وقتی مریم قجر (رجوی) برای کشته شدن ندای دروغ اشک میریزد، در حالی که تا گردن در خون مردم مظلوم عراق و ایران غرق شده. تف بر این آزادی، من دوست دارم در بند باشم ولی شرافت و عصمت زنان بحرینی پایمال نشود، من دوست دارم نباشم و نبینم که آیات بحرینی را سگهای وهابی بارها هتک حرمت کردند و مادران و خواهران بحرینی مان از گزند خوک های فربه کاخ سلطنتی آل خلیفه در امان نیستند.
نباشم و نبینم بهتر است یا باشم و ببینم که مروة الشربینی را شهیده حجاب میخوانند، چون به جرم داشتن حجاب کشته شده است!
نباشم و نبینم بهتر است یا باشم و ببینم که غزه قتلگاه علی اکبر و علی اصغر شده و بزرگترین سازمانهای حقیر بین المللی حتی از هو کردن اسرائیل هم میترسند.
نباشم و نبینم بهتر است یا باشم و ببینم که هواپیماهای بدون انسان US Aireforce، انسانیت حالیشان نمیشود و فرق مجلس جشن عروسی را با گروهک نظامی طالبان نمی فهمند...
کاش باشم و ببینم روزی میرسد که دادگاههای بین المللی تعطیل شده اند و قضات آنها در محکمه عدالت محاکمه میشوند.
کاش باشم و ببینم کسی می آید که همه دردهایمان را به لبخندی تسلی میدهد.
کاش باشم و ببینم همه مردم جهان همدیگر را برادر میخوانند و در نیویورک نماز جمعه به امامت امام برپا میشود.
کاش باشم و ببینم گردن بریده آل سعود و آل خلیفه و مرکاوا و US Aireforce را و آنگاه یک دل سیر تماشا کنم نعش متعفن خوک های متجاوز وهابی را و بگویم بلند شوید و بگویید، از عذاب دوزخ تعریف کنید، گرزهای آتشین نوش جانتان!
کاش باشم و ببینم که مادر آیات سر بر دامن مولا نهاده و اشک میریزد، و اشک میریزیم به قدر همه سالهای تنهاییمان و تنهایی مولا. انقدر گریه میکنیم تا شسته شود همه خونهای به ناحق ریخته شده، تا آرام شود دل خواهران و برادرانمان در غزه.
شب به زودی تمام میشود و آن صبح دور نیست، نزدیک تر از آن چیزیست که من و تو میپنداریم. الیس الصبح به قریب؟
برای ما درد و داغ بحرین درد و داغ ماست ، شیعه و سنی فرقی ندارد زیرا امروز گلوله های آل خلیفه سینه ما را هم نشانه رفته است .
منابع خبری از بحرین گزارش داده اند که نیروهای امنیتی بحرین 6 زن دیگر را دستگیر کردند.
دانشجویان استان قزوین عصر امروز در دفاع از مردم بحرین تجمع می کنند.
مدیر روابط عمومی بسیج دانشجویی گفت: مراسم چهلمین روز شهدای بحرین و گرامیداشت شهدای غزه با تجمع دانشجویان در برابر سفارت بحرین در تهران برگزار می شود.
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی با انتشار بیانیه ای خواستار شد: همه نهاد ها و مجامع اسلامی برای تحقیق و استنکار اهانت های سربازان آل خلیفه و آل سعود نسبت به قرآن کریم و همدردی با مسلمانان مظلوم بحرین هیئ...
مردم بحرین امروز در نقاط مختلف این کشور برای تاکید بر وحدت ملی تظاهرات می کنند.
پایگاه تحلیلی خبری شیعه آنلاین . اخبار سیاسی . شیعه و سنی . مذهب . اسلام . گفتگو مقاله جستجو آرشیو تریبون آزاد ایران اسرائیل جهان اسلام فلسطین نوار غزه لبنان یهود یهودیت مسیحیت مسیح پیامبران
پایگاه تحلیلی خبری شیعه آنلاین . اخبار سیاسی . شیعه و سنی . مذهب . اسلام . گفتگو مقاله جستجو آرشیو تریبون آزاد ایران اسرائیل جهان اسلام فلسطین نوار غزه لبنان یهود یهودیت مسیحیت مسیح پیامبران

شرحنامه ای از آنچه دیروز بر من و ما گذشت
لینک فیلم برای دانلود: کلیک کنید
بحرین مهمتر است یا عربستان؟ وحید هاشمیان مهمتر است یا آیات القرمزی؟ لیدرهای لمپن مهمتر هستند یا فرزندان روح الله؟ غیرت دینی مهمتر است یا تعصب فوتبالی؟...؟ اینها تمام سوالاتی بود که دیروز در راه استادیوم آزادی تا منزل ذهنم را درگیر خود کرده بود.
"تیم پرسپولیس سه شنبه با یکی از تیمهای عربستان سعودی بازی داره" همین خبر کوچک، موقعیت بزرگی بود برای اینکه از فرصت پوشش رسانه این بازی حسن استفاده کرده و صدای حریّت و مظلومیت مردم بحرین را به گوش کاخ نشینان صعودی برسانیم. پس دست به کار شدیم؛ عده ای شعار های عربی آماده کردند و پرچم بحرین، عده ای دیگر رنگ سفید و قرمز آوردند و پیراهن هایی با نماد میدان لولوء...
قرار قبل از شروع بازی، درب شرقی: همه آمده بودند، شریف و امیر کبیر، تهران و علم و صنعت، بسیجی و هیئتی، حتی از قم هم آمده بودند؛ "ردیف 25 و 26 قراره جمع بشیم، به همه بگید" خوب، پس قرار داخل استادیوم هم معلوم بود. همه چیز معلوم بود الّا اینکه آیا نیروی انتظامی و لیدرها با ما همکاری میکنند؟

در صف ایستاده بودیم و منتظر تا بعد از بازرسی به داخل استادیوم برویم، همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه نیروهای امنیتی که مسئول بازرسی بودند متوجه حضور خیل کثیر بچه هایی با تیپ مذهبی شدند؛ بازرسی ها جدی تر شد و دانشجویان به سخیف ترین شکل ممکن مورد بازرسی و تفتیش بدنی قرار گرفتند و پرچمهای بحرین که در دست آنها بود توسط نیروی انتظامی به سط آشغال ریخته شد، به طوری که این نحوه برخورد مورد تمسخر لمپنهای تماشاچی قرار میگرفت. در داخل استادیوم نیز وضعیت به همین شکل ادامه داشت و هر کس با هر نمادی از بحرین، خواه پرچم و خواه پیراهن یا صورت رنگ شده، مورد ضرب و شتم شدید نیروی انتظامی قرار میگرفت، حتی باشعار دهندگان هم برخورد میشد که یا مضروب و یا به بیرون استادیوم هدایت و بعضا بازداشت میشدند! فشار بر روی معترضان به جنایات آل سعود به حدی بود که با ورود نیروهای یگان ویژه و ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان و بسیجیان و دستگیری تعدادی از آنها، مجبور به تغییر محل تجمع در نیمه دوم بازی شدیم. بعد از تغییر محل تجمع و هنگامی که به صورت کاملا مسالمت آمیز بر روی صندلیها نشسته و شعار میدادیم، مجددا مورد هجوم یگان ویژه قرار گرفته تا حدی که این برخورد شدید منجر به شکستن سر چند نفر از معترضان بر اثر ضربه باتوم شد. همه اینها به جز فحاشی لیدرها و تماشاچیان لمپن تیم پیروزی در طول مدت حضور در استادیوم بود؛ و در آخر نیز با ضربات پوتین و باتوم و فحش های رکیک دوستان یگان ویژه تا درب خروجی استادیوم مشایعت شدیم.
چرا باید چنین برخوردی صورت بگیرد؟ چرا نیروی انتظامی که نا کارآمدی خود را در طول جریان فتنه و آشوبهای بعد از انتخابات برهمگان اثبات کرده، اینگونه فرزندان معنوی امام که همانا بسیجیان و دانشجویان ولایی باشند را مورد ضرب و شتم و فحاشی و دستگیری قرار دهد. چرا نباید مسئولان نه چندان با غیرت فوتبال این کشور اسلامی که برای زلزله زدگان ژاپن یک دقیقه سکوت کردند، برای ناموس به تاراج رفته تشیع در بحرین حتی همین یک دقیقه را خفه شوند؟ اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید و آزادمردانی را که برای دفاع از ناموس پیامبر و خداوند به پا خواستند آزاد بگزارید. از فوتبالی که تا خرخره در فساد اخلاقی فوتبالیستها و زد و بند و باند بازی و دلال بازی غرق شده بیشتر از این هم انتظار نمیرود، اما از نیروی انتظامی که بزرگترین وظیفه اش حفاظت از ارزشهای دینی و اسلامیست چنین رفتاری به دور است. از لیدرهای لمپنی که به جز فحاشی و کثافت کاری چیز دیگری ازشان برنمی آید انتظاری نیست، اما از مسئولین باشگاهی که با پول نفت این مملکت میچرخد و حقوق های چند صد ملیونی در آن رد و بدل میشود، در حالی که هنوز در این کشور هستند کسانی که در مدارس کپری درس میخوانند و از ساده ترین حقوق یک انسان که همان آب و غذای سالم است محرومند، انتظار دیگری میرود.

من فوتبال را دوست نداشته و ندارم و همیشه ظاهر و باطن این ورزش را به دور از اخلاق و انسانیت میدانستم و این اولین و آخرین حضور من در استادیوم بود، اما فوتبالیستها و مسئولین فدراسیون و نیروی انتظامی، میتوانستند انسانیت و مسلمانیت و مخالفت خود را با کشتار مردم بحرین، حداقل با ایجاد فضای مسالمت آمیز برای معترضان به جنایات آل خلیفه و آل سعود اثبات کنند، که البته ترجیح دادند در این سرکوب و جنایت سهید باشند تا مخالف...
ساعت 22 شب گذشته حجت الاسلام فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران در حالی که قصد داشت دختری را از چنگال اوباش خیابان شریعتی نجات دهد به شدت مضروب شد و یک چشم خود را از دست داد . متن خبر را در ادامه همین مطلب خواهید خواند ؛ اما چند نکته ضروری : 1- آنهایی که بسیج را از صحنه امنیت عمومی جامعه حذف کرده و به کار گل در درختکاری و قطره چکانی گماشتند آیا حاضرند به اشتباه خود اعتراف کنند ؟ 2- نیروی انتظامی به رغم ادعاهای گوش خراش فرماندهان آن به دلیل عدم توانایی در حفظ امنیت ظاهری مهم ترین خیابان های پایتخت – که در آن ساعت از عبور و مرور کمی هم برخوردار نیست- آیا حاضر به عذرخواهی از خانواده های شهدا و ایثارگران خواهد بود ؟ ( حساب امنیت مرزها را خودتان داشته باشید!) 3- رییس مجلس، رییس جمهور و رییس پرداعیه دستگاه قضائی که در جریان حوادث کوی دانشگاه در خرداد88 کمیته های جداگانه ای رابرای تحقیق و تفحص تشکیل داده بودند در این واقعه چه عکس العمل مشابهی را نشان خواهند داد؟ 4- حجت الاسلام ابوترابی نایب رئیس معزول مجلس شورای اسلامی که به جای مراسم بسیجی شهید حسین غلام کبیری، سخنران مجلس شهید! محسن روح الامینی گردید آیا به عیادت هم لباسی مظلوم و ایثارگر خود خواهد رفت؟ 5- شورای مدیریت حوزه علمیه قم آیا حاضر است نماینده ای را برای سرکشی از خانواده این جانباز غیور اعزام نماید؟ 6- مراجع بزرگواری که عکس العمل های طبیعی مردم ولایت مدار در جریان سخنرانی طلبه ای به نام سید حسن خمینی در مراسم سال گذشته رحلت امام را توهین به روحانیت قلمداد کرده و شمشیر غیرت از نیام انزوا برکشیدند آیا تعرض جانکاه به یک روحانی ناهی از منکر را نادیده خواهند انگاشت؟ 7- سایت ها و رسانه های وابسته به حوزه علمیه قم چقدر در انعکاس این خبر اهتمام ورزیده اند؟ 8- آیا اکبر هاشمی و حسن خمینی که برای ملاقات با زندانیان فتنه بی تابی کرده و از هم سبقت می گرفتند اهمیتی برای غربت و مظلومیت علمداران گمنام غیرت و جوانمردی قائل خواهند بود؟ 9- دادگاه ویژه روحانیت که به جای برخورد با روحانیون دخیل در فتنه 88 ، پیاده روی طلبه عدالتخواه سیرجانی را مغایر با شئون روحانیت برمی شمارد آیا حاضر است یک مشاوره حقوقی برای پیگیری دادخواست این روحانی جانباز ارائه نماید؟ 10- این هفته در کدام یک از خطبه های نمازجمعه تهران، قم و مشهد اشاره ای کوتاه به این فاجعه بزرگ خواهد شد؟ 11- جامعه روحانیت و وعاظ مدعی و غیر مدعی تهران در هیاهوی دعوا بر سر لحاف ملا، آیا یک اطلاعیه خشک و خالی در حمایت و دلجویی از این روحانی نستوه صادر خواهند کرد؟ 12- دستگاه های واکنش سریع امنیتی کشور که در چشم بر هم زدنی فرد موهن به فائزه هاشمی را دستگیر و بازداشت کردند چه سرعت عملی را در شناسایی اوباش جسور و بی واهمه از ابهت کذایی مسئولان انتظامی و قضایی نشان خواهند داد؟ 13- اگر به جای این رویداد تلخ با مصدومیت اتفاقی یک خبرنگار یا هنرپیشه یا ورزشکار مواجه می شدیم رسانه نفت خور ملی در چند بخش خبری و غیرخبری گزارشی را از چند و چون ماجرا و رفت و آمدهای تبلیغاتی عیادت کنندگان تهیه و پخش می نمود؟ 14- آن چه که راقم این سطور بارها به چشم خود در مناطق پر ترددی مانند میدان انقلاب، پل حافظ، ترمینال جنوب و . . .دیده است حاکی از قصور و ناتوانی نیروهای انتظامی در برخورد با معتادان، خرده موادفروشان و مزاحمین نوامیس می باشد. لازم است شورای امنیت ملی تصمیمی جدی و قاطع در حفظ امنیت عمومی کشور اسلامی ایران اتخاذ نماید .

سلام دکتر
هر روز از خود میپرسم که هنوز تورا دوست دارم؟ و میترسم از روزی که جواب آین سوال "نه" باشد.
تو ساده بودی و هستی، آنقدر خاکی و بی ادعا که تاب رذالهای هفت خطی که دور و برت را پر کرده اند نداری، و تو را میبرند از دل من و ما، کسانی که به طمع شرافت و انسانیتتان با شما دست دوستی دادند.
دکتر عزیز! حواست هست آیا با من؟ تو را به 24 میلیون دل ایرانی قسم میدهم بیدار شو، که این سرمای سخت، خوابیده را با خود میبرد. بیدار شو که سمّ مار دارد به قلبت میرسد، انقدر دور و برت را دیوان پر کرده اند که نگذارند باز مردم را ببینی، نگذارند اشک مادران امیدوار را ببینی و یتیمانی که منتظر نوازش پدرانه ات هستند.
هر روز از خود میپرسم که هنوز تورا دوست دارم؟ و میترسم از روزی که جواب آین سوال "نه" باشد...



از تو نمی گویند، چون تو طلبه ای و میدانی که، اُمُّل!
از تو نمی نویسند، چون تو کروات نمیزدی، یقه آخوندی!!!
اصلا چرا راه نزدیک برویم؟ دور تر از تو صدها شهید شیمیایی، آنها هم که وظیفه شان بوده، اصلا میخواستند نروند!
علی خلیلی با تو هستم، مهم نیست که دیگر نمیتوانی نیمی از بدنت را تکان بدهی، نیمه دیگر که سالم است! اصلا مهم نیست که فقط رجا و فارس از تو مینویسد، آخر بقیه کار مهمتر دارند، اگر از تو بنویسند دروغ و دَوَنگ را چه کسی تحویل مردم بدهد؟
خون تو از خون بسجیان 88 رنگین تر نیست، هست؟ آنها را هم کسی نشناخت.
اصلا نوه امام را چه به طلبه ها و بچه بسیجی ها، باید به عیادت نُخ به گان برود، باید در مجلس ناصر حجازی شرکت کند، آخر او به آرمان های امام و انقلاب پایند تر از تو بود.

اصلا ناموس مردم به تو چه؟ اصلا که گفته مسلمانان با هم خواهر و برادرند؟ اگر روزی در خیابان مزاحم خواهر من تو شوند آیا مردم به دادشان میرسند! که تو شاهرگ خود را دادی؟
اما... بعد از همه اینها، غم نخور، حضرت زهرا(سلام الله علیها) از تو راضیست، تو را در بهشت راه میدهند اگر درب بیمارستانها را به رویت بستند. خرج عمل تو را حضرت عباس(علیه اسلام) میدهد، که هنوز هم نگهبان نوامیس حرم است، اصلا اگر از تو ننویسند و نگویند بهتر، هنوز قبر مادرمان مخفیست، یعنی اینکه من تو هم باید گمنام باشیم و چون مادرمان پشت علی زمانمان چون کوه بایستیم، شاهرگت فدای علی اصغر حسین (علیه اسلام) و شاهرگهامان فدای سید علی(حفظه الله) . . .
های ...!
بچه هیئتی ها ...!
میخواهم روضه بخوانم، اما اینبار روضه خواندن من با شما فرق دارد.حسین من و حسین شما، زهرای من و زهرای شما، فرق دارد به اندازه 1400 سال.

حسین من را امسال در بحرین سر بریدند و حسین شما را 1400 سال پیش در کربلا، علی اصغر من در سومالی داغ عطش دارد و ... بیا بگذریم از حصر زمانی کرب و بلا، که کل یوم عاشوراست، بیا روضه علی اکبر یمنی بخوانیم و رو به بحرین به حسینمان سلام کنیم. بیا حصر خیمه ها را در غزه ببینیم و برای رباب های سومالی اشک بریزیم. های! تویی که هنوز بعد از 1400 سال لعن میکنی جبت و طاغوت را! طاغوت تو امسال در مکدونالد گوشت قحطی زدگان را با سس خردل میل میکند و تو هنوز درگیری که چه کسی درب را با لگد شکست و ...

من امروز از شما شکایت دارم، های بچه هیئتی ها! چقدر خوابید؟ چقدر برگه های تقویم را عقب و جلو میکنید تا محرم و عاشورا و فاطمیه و نیمه شعبان و رمضان و محرم و عاشورا و فاطمیه و ... برسد و برود؟ و دریغ از یک صندوق کمک به سومالی بر درب هیئتتان و دریغ از یک ریال احسان.
نماز و روزه و روضه تان قبول باشد، های بچه هیئتی ها... !

در طوفانهای سهمگین، نگاه تو راهنمای ماست.
طوفان گرفته است، طوفان ...!
_______________________________________
پی نوشت: باید شهید شد...!

آرام آرام فضا شلوغ می شود و رفت و آمدها هم بیشتر؛ شاخصه ای از اینکه خبری هست و استیشن حفاظت که پرگاز به میدان آزادی نزدیک می شود این فرضیه را تقویت می کند. جوانترها به دو به سمت بالای میدان می دوند و طولی نمی کشد که مینی بوس آقا از دور نمایان می شود و به زحمت خود را تا میدان می رساند و اما دور میدان که می رسد رسما بین جمعیت محو می شود! مجری مراسم با بلندگوهای پرقدرتی که در اختیار دارد برای همراهی مردم با شعارهایش در حال خودکشی است اما گوش کسی بدهکار نیست و هوش و حواسها جای دیگری است. دیگر نه از سربازان حفاظت خیابان کاری ساخته است و نه از داربست هایی که جلوی جمعیت کشیده اند. وقتی سرباز یگان حفاظت خود به ماشین کاروان «آقا» آویزان می شود دیگر چه انتظاری هست از مردم! آن دیگری که سرپستش دست رو صورتش گرفته و شانه هایش ریز ریز تکان می خورند. داربست ها می خواهند که را از آقا جدا کنند که اصلا فلسفه امام با امت گره خورده! امام را لاجرم امتی هست و و امت را هم لاجرم امامی و این رابطهایست دوسویه که داربست و حفاظ کنار خیابان هیچ نقشی در این معادله ندارد پس لاجرم سرباز مراسم و ارکستر نظامی ارتش هم باید خود مثل مردم شوند و اولی از ماشین آویزان شود و دومی هم هنگام عبور مینی بوس ناخودآگاه جز یکی دو نفرشان دست از کار بکشند!
در این افکار غوطه ورم که مینی بوس آقا تکان محکمی می خورد و می ایستد! تکان ها بیش از آنکه حاصل گاز و ترمزهای گاه و بیگاه باشند، حاصل فشار جمعیت اند. رگه هایی از اضطراب در چهره راننده حس می شود، چهره آقا اما آرام است و بشاش. عبایش از روی دوشش افتاده، دست راستش روی زانوست و با دست دیگر پاسخگوی ابراز احساسات امتش است. "دست های بی نیازتان را پناه مان کنید ای رهبر عالم" دخترک پشت نامه اش نوشته بود...
___________________________________________________
پی نوشت: سلامتی حضرت ماه، صلوات صلوات صلوات ...
این کربلای یک است
و کربلای تازه ی ما از فردا شروع می شود
و خاکریز اول ما همان حیاط باغ سفارت است
جنگ جنوب را
همین سفارت به راه انداخت
و چندی پیش
آن همه درخت را دار زدند
شهید همت بالا پرید از دیوار سفارت
شهید تهرانی مقدم
در صف مقدم این جنگ است
یا کافی المهمات
مهمات کم داریم
تنها امن یجیب بخوان و نترس
زیارت عاشورا بخوان و با او باش
و فکر نکن به بدمست ها
که قی می کنند هر شب
در صفحه های فیس بوک
یا کافی المهمات
این کربلای چندم ما بود؟
و کربلای دیگر ما دیروز بود
در اجتماع فتنه گران در اینترنت
بنا نیست کربلا تمام شود
که در حیاط سفارت هر روز تعزیه ست
دوربین ها و جاسوس ها دیروز آمدند
آنها هر روز با هیأتی تازه از راه می رسند.
گاهی از مغازه ای فرش فروشی در روبروی سفارت
انگار تمام نمی شود این بازی
تو فکر می کنی
اگر سفارت نروژ بسته شود
پس ما چگونه به سرزمین اسکیموها برویم؟
و خرس قطبی شکار کنیم
اگر سفارت ایطالیا بسته شود
پس ما در کجا پیتزای پپرونی بخوریم؟
و برج کج نگاه کنیم
اگر سفارت فنارسه بسته شود
پس ما برای تعطیلات آخر هفته
در کدام شانزه لیزه سرسره بازی کنیم و تیاتر ببینیم؟
ببین چه قشقرقی راه انداخته اند
دو قلوهای به هم چسبیده ی انگلیس و اسرائیل
در سایت هایشان
اما هنوز بازی ما با انگلیس باقی ست
بناست دو کشته ما از سال 59
حساب شود
بناست هزار کشته ما از جنگ های جهانی
دویست شهید بعلاوه ی هشتصد شهید
تا کودتای شعبان بی مخ
همه حساب شود
حتی آروغ های چرچیل
در خیابان زمان شاهی اش در تهران
و ته سیگارهای روشنی را
که انداخت در چاه های نفت
حتی اجازه ای که ندادند به ناصرالدین شاه
برای سفر به جنوب
تمام را حساب خواهیم کرد
و صورتحساب را خواهیم فرستاد
برای روباهی
که با دم بریده از ایران رفت
حتی تیری که خورد به پای ستارخان
از سفارت انگلیس شلیک شد
و پارچه ای که با آن مدرس را کشتند
ملحفه شخصی سفیر انگلیس بود
اینجا همیشه دیگ سفارت می جوشید
و رقاصه ها می رقصیدند
فرقی نمی کند زن یا مرد
آخوند یا کراواتی
پلو می دهند همیشه برای کشتن حسین
حتی گاهی پرچم سیاه هم می زنند
و روضه خوان هم می آورند
همین ابن زیادهای معاصر
ابن زیادهای نو
شمرهای فضانورد
حرمله هایی که در کره ماه
دنبال خون علی اصغر می گردند
و همیشه آنلاین اند
نگاه کن الاغی که پنجه اش شبیه انسان است
سر برده در شیره ی عسل
نگاه کن به حیاط سفارت
دیروز مجلس تعزیه درخت کشان داشتند
آمده اند اکسیژن انسانیت را بمکند
معلوم نیست از زیر درخت ها
به کجا تونل زده اند
به رختخواب جناح سبز
به چاه های نفت بصره
به خانه شیخ خزعل جدید
در خواب لحظه ای
برادرم قیصر را دیدم
از دیوار سفارت بالا می رفت
ایستاده بود و فرمان می داد
و شاعران که سفارت را اشغال کردند
و میرزاده عشقی
و شهریار و بچه های لشکر عاشورای شعر
سفارت را شعر اشغال کرد
وگرنه آنها
با قطعنامه ای تمام درخت ها را قطع می کردند
درخت ها همین انسان هایند
که ریشه کرده اند در وال استریت
و یزید همین مجسمه آزادی ست
همین آدم هایند
که نفس شان بند است به قطعنامه ها
به جای شش
قطعنامه دارند در سینه هایشان
با هر نفس قطعنامه ای سمی صادر می کنند
برای زنده و مرده ما قطعنامه دارند
اینها به هیچ کس رحم نمی کنند
اینها یک درصدند
با دویست و بیست بی بی سی
بی بی سی هایی که رله می شود به الجزیره گاهی
و صدایش شنیده می شود از الریاض همیشه
و با ریاضت اقتصادی و نفت شیخ ها زنده ست
بی بی سی تبر درست می کند و بلوا
بی بی سی هر شب چلوکباب وطنی می دهد
در کافه نادری شاهزاده ها
بی بی سی تا هنوز
ارگان نوکران سفارت خانه ست
ارگان شاه باجی ها
می گویی نه
نگاه کن که هنوز
چیزی نمی نویسد از الان
و از کسانی که به نیابت از ما
به خیابان آمده اند
در تظاهرات بزرگ لندن فریاد می زنند
اینها به هیچ کس رحم نمی کنند
حتی به مردم خودشان
حتی به اعتبار این مجسمه بدبخت آزادی
و بچه ها از خواندن نماز شکر می آیند
می گویند:
شکر خدا
فتنه گران یتیم شدند!
و کربلا از فردا
شلوغ تر خواهد شد.
علیرضا قزوه